ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

668

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

شد و به طرف شهر بابك كرمان رفت و در آنجا نيز سرداران قندهار راه او را گرفتند و او بسيرجان رفت و آنجا از قشون فضلعلى خان بيگلربيگى شكست خورد ، در اين وقت فرمان فرماى هند باشارهء دولت انگليس سعيد خان بلوچ را بكمك او روانه كرد و از راه سيستان مهمات و توپخانهء كافى برايش فرستاد و بااين‌همه باز شكست خورد و خواست كه از راه بندرعباس بهند يا عربستان رود و بدين‌منظور بشميل رفت و در آنجا نيز موفق نشد ، ناچار انگليسها در صدد برآمدند كه او را از راه قندهار بهند برند و او بعزم قندهار از لاش جوين گذشته بكرشك رسيد ، و در 17 ذىالقعده سنه 1257 بقندهار وارد شد ، و انگليسها در اين وقت خواستند هرات را بدست او تسخير كنند كه ناگهان در كابل افغانها ( بقيادت وزير محمد اكبر خان فرزند دوست‌محمد خان ) بر ضد انگليس بشورش برخاستند و اين نقشه باطل گرديد و آقا خان بسند رفت و در كراچى با بلوچ‌ها بجنگ پرداخت و چهار دندان وى شكست و اموال او بغارت رفت و او برادر خود سردار محمد باقر خان را در ع 1 سنه 1260 با مهماتى كه انگليسان برايش تهيه ديده بودند بتسخير قلاع بمفهل واقع در منطقهء بلوچستان و خاك ايران فرستاد و خود به طرف بمبئى رهسپار شد . در اين وقت محمد عليخان بلوچ با سپاه محمد باقر خان بمقاومت برخاست و آقا خان برادر ديگر خود سردار أبو الحسن خان را بكمك او فرستاد ، و از طهران فضلعلى خان بيگلربيگى بكمك محمد عليخان آمده و آن‌ها در سنه 1261 هر دو برادر را شكست داده متوارى نمودند ، و دولت ايران بموجب فصل دهم معاهده 1229 كه مىگويد اگر كسى از رؤساى ايران خواست دشمنى كند و به خاك انگليس پناهنده شد بايد او را بيرون كنند ؛ استرداد آقا خان را از دولت انگليس تقاضا نمود ، و آنها همچون او دست‌نشاندهء خودشان بود ، تن در ندادند ، و آخر دولت ايران به خواهش دوستانهء انگليس قبول كرد كه استثناء آقا خان مشمول اين قاعده نباشد ! و آنها هم او را از بمبئى بكلكته ببرند كه فسادى بر پا نكند ، و بدين شرط هم وفا نكردند و او را در همان بمبئى نگاه داشتند ! و باز دولت ايران در ذىالحجه سنه 1262 اعتراض كرد و ناچار انگليسان وى را در ج 1 سنه 1263 بكلكته فرستادند ، ولى چيزى نشد كه باز حيله‌اى ديگر انگيختند ، بدين معنى كه شبل صاحب وزيرمختار انگليس در 27 صفر سنه 1264 شرحى بحاجى ميرزا آقاسى نگاشت بدين مضمون كه :